تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 | 17:18 | نویسنده : امید روستایی
ريشه هاي غده اي، چسبنده و مكنده از ريشه هايي هستند كه به مناسبت نوع كاري كه انجام مي دهند، تغيير شكل حاصل كرده اند. ريشه اي غده اي مانندريشه هاي هويج، كوكب، تربچه و چغندر به خاطر اندوختن مواد غذايي ستبر و حجيم شده اند. در نوعي گياه به نام عشقه ريشه هاي هوايي نابجايي بر روي ساقه به وجود آمده اند كه ساقه را به تكيه گاه مي چسبانند. در نوعي گياه نهاندانه انگل به نام گل جاليز، ريشه تبديل به اندام مكنده اي شده و به درون ريشه ميزبان فرو مي رود. اين گياه انگل ريشه گياهاني مانند خيار، كدو و گوجه فرنگي است.

 

ريشه ها را از روي شكل ظاهري نيز طبقه بندي مي كنند. از اين جهت دو نوع ريشه مي توانيد تشخيص دهيد: ريشه هاي راست و ريشه هاي افشان. در ريشه راست دو نوع ريشه اصلي (ضخيمتر) و ريشه هاي فرعي (نازكتر) قابل تشخيص است. در اين سيستم يك ريشه ي اصلي وجود دارد كه ريشه هاي جـانبي از آن منشعب مي شونـد ريشه كاهو، شب بو و ميموني از اين نوعند. وقتي بسياري از علف هاي باغچه و يا گياهان باغي كوچك را از خاك ريشه كن مي كنيم، توده ي بزرگي خاك نيز همراه ريشه خارج مي شود. اين اتفاق از آن رو به وقوع مي پيوندد كه اين گياهان سيستم ريشـه اي افشان دارند. در اين گياهـان چنـد ريشه اصلـي وجـود دارد كـه منشعب مي شوند و توده ي انبوهي از ريشه هاي جانبي درهم تنيده را تشكيل مي دهند. در ريشه هاي افشان همه ريشه ها هم قطرند، ريشه بسياري از غلات مانند گندم وجو از اين قبيلند.
بعضي ريشه ها به عنوان تكيه گاهي قوي سازش يافته اند. ريشه هاي افشان موجود در بعضي از علفي ها كه در آنها رشته هاي متعددي در جهات خاك از ساقه منشعب مي شوند، از اين جمله اند. ريشه هاي ستبر براي ذخيره ي مواد مناسب اند. اين ريشه ها- چنان در هويج ديده مي شود- قطور و قائم اند و انشعابات فرعي كوچكي از آن ها جدا مي شود

در چند ميلي متري انتهاي ريشه، منطقه اي قرار دارد كه آب و مواد محلول را از خاك جذب مي كند. كارآيي ريشه در اين عمل به حدي بالاست كه موجب خشك شدن خـاك اطراف خـود مي شود. ريشه هـا بـراي حفظ قدرت جذب خود بايد مرتب رشد كنند و خود را به مناطق جديدي از خاك وارد كنند. اين رشد با دو عمل امكـان پذير مي شود. نخست سلول هاي منطقه ي رشد طولي كه درست بالاي نوك ريشه قرار دارند، طويل مي شوند و نوك ريشه را در خاك فرو مي برند و دوم تارهـاي كشنده از سلول هاي روپـوستي بخشي از ريشه كه درست بـالاي منطقه ي رشد طولي قرار گرفته است منشأ مي گيرند. هر تار كشنده ممكن است 1 تا 2 سانتي متر رشد و در ميان ذرات خاك نفوذ كند.
تارهاي كشنده بين ذرات كوچك خاك نفوذ مي كنند و در تماس نزديك با ذرات خاك و لايه ي نازك آبي كـه آن ها را احاطه كرده است، قرار مي گيرند. ديواره ي سلولي تارهاي كشنده و سلول هـاي روپـوست تنهـا از سلولز و پكتين تشكيل شده است. پوشش پكتيني كه در خـارج از ديـواره ي سلولي آنهـا قـرار گـرفته است، ريشه هـا را چسبناك مي كند و آن ها را به ذرات خاك مي چسباند. تـارهـاي كشنده موجب خشك شدن خـاك اطراف خـود مي شوند ايـن سلول هـا معمولاً پس از چند روز پژمرده مي شوند و مي ميرند. با اين حـال تـارهـاي كشنده ي جديد مرتب تشكيل و جايگزين تارهاي كشنده مرده ي قبلي مي شوند

گوناگوني ساقه
ساقه معمولاً اندامي هوايي است كه اندامهاي ديگر گياه (برگها، جوانه ها، گلها و ميوه ها) را بر روي خود نگه مي دارد و از طريق آوندهايش از يك سو آب و نمكها را از ريشه به برگها مي رساند و از سوي ديگر مواد غذايي ساخته شده در برگ را به ساير اندامها هدايت مي كنند.
با آنكه غالب ساقه ها هوايي هستند، اما برخي از آنها زيرزميني و برخي ديگر آبزي اند. ساقه ها بر حسب نوع زيستگاه به سه دسته تقسيم مي شوند: ساقه هاي هوايي، ساقه هاي آبي و ساقه هاي زيرزميني. ساقه هاي هوايي، ممكن است راست، پيچنده، بالارونده و يا خزنده باشند. ساقه هاي راست چوبي (درختي) يا علفي اند. ساقه هاي راست چوبي مانند درخت چنار، بلوط، بيد و درختان ميوه به حد كافي استحكام دارند و به همين مناسبت مي توانند خود را قائم نگه دارند. بزرگترين درخت نهاندانه، اوكاليپتوس استراليايي است كه طول قامتش به 90 متر مي رسد. يونجه، بادمجان، اطلسي و آفتابگردان ساقه ي علفي راست دارند. هرگاه ساقه علفي توخالي باشد به آن ماشوره اي مي گويند. گندم و ديگر گياهان تيره غلات ساقه ماشوره اي دارند. ساقه هاي پيچنده، بالارونده و خزنده استحكام چنداني ندارند. مو داراي ساقه بالارونده، نيلوفر داراي ساقه پيچنده و توت فرنگي داراي ساقه خزنده است. ساقه هاي آبزي، نرم و انعطاف پذيرند و در بين سلول هاي سازنده آنها فضاهاي بين سلولي هوادار وجود دارد. مثل نيلوفر آبي.


ساقه هاي زيرزميني، سبزينه ندارند و از برگهاي قهوه اي رنگ فلس مانند پوشيده شده اند، در اين ساقه ها، لايه محافظ كه پوشش خارجي را تشكيل مي دهد، به حد كافي توسعه يافته است. اين ساقه ها بر حسب ويژگيهايشان به اقسام مختلفي تقسيم مي شوند.به ساقه هاي زيرزميني ساده ريزوم گفته مي شود. معمولاً از سطح زيرين ريزومها ريشه هاي نابجا و از جوانه هاي روي آنها ساقه هاي هوايي جدا مي شوند. زنبق و پامچال ريزوم دارند. هر قطعه از ريزوم كه داراي ريشه و جوانه باشد مي تواند به گياه جديدي تبديل شود.
غده هاي زيرزميني، قطعات متورم شده ي ساقه هاي زيرزميني هستند. سيب زميني يك نمونه ساقه ي زيرزميني غده اي است. در سطح خارجي غده ي سيب زميني، فرورفتگيهايي وجود دارد كه در محل آنها، جوانه هاي جانبي قرار دارند و از رشد و نمو آنها ساقه هاي هوايي حاصل مي شود.
پيازها ساقه هاي كوتاه شده ي زيرزميني هستند كه مانندپياز خوراكي برگ هاي ذخيره اي و قطوري به آن ها متصل اند.
بُنه ها ساقه هاي ذخيره اي حجيم و كوتاه شده ي زيرزميني اند كه در ظاهر به پيازها مي مانند اما مانندگلايول در سطح خود برگ هايي پولك مانند دارند.

مشخصات ظاهري يك ساقه


در بين گياهان تنها خزه گيان ساقه ي حقيقي ندارند. ساقه ي هوايي گياهان حامل جوانه ي انتهايي، جوانه هاي كناري، برگها، گلها و ميوه هاست. اين اندام انتقال شيره هاي گياهي را نيز به عهده دارد.
در روي ساقه، برگها، جوانه ها و برآمدگيهايي به نام گره ديده مي شود. گره به محلي گفته مي شود كه برگ يا برگها از آنجا به ساقه متصل مي شوند. فاصله دو گره متوالي را ميان گره مي گويند.
در روي ساقه دو نوع جوانه ديده مي شود: جوانه هاي جانبي و جوانه هاي انتهايي . جوانه هاي جانبي در محل زاويه اي كه دمبرگ با ساقه مي سازد قرار دارند. اين جوانه ها ممكن است خاستگاه محورهاي فرعي يا گل باشند. هر جوانه به وسيله پولكهايي كه همان برگهاي تغيير شكل يافته اند، حفاظت مي شود.
جوانه ي انتهايي اغلب در نوك ساقه ي اصلي يا شاخه ها پديد مي آيد و به جوانه هاي جانبي شباهت دارد ولي كمي بزرگتر است. جوانه ي انتهايي با توليد بافتهاي جديد موجب افزايش طول ساقه مي شود. پولكهاي حفاظتي اطراف جوانه انتهايي در فصل بهار مي افتند ولي اثرات آنها در پايين اين جوانه باقي مي ماند. از روي اين اثرات مي توان عمر يك شاخه چند ساله را تعيين كرد

ساختمان ساقه
بخشهاي سازنده ي يك ساقه ي دولپه اي از خارج به داخل شامل روپوست، پوست و مغز است.
روپوست يا اپيدرم، اين لايه كه ساقه جوان را از خارج پوشانده، به طور معمول شامل يك رديف سلول زنده است كه سطح خارجي آنها كوتيني شده است. ماده ي كوتيني يا كوتيكول از تبخير آب، حمله ي ميكروب ها و اثر سرما بر سلول هاي زيرين خود محافظت مي كند.
پوست مانند پوست ريشه به طور معمول شامل بافت پارانشيم است. در ساقه هاي علفي سبز رنگ سلول هاي اين بافت كلروپلاست دارند. داخلي ترين لايه ي پوست را آندودرم مي نامند كه مغز را در بر مي گيرد. سلول هاي آندودرم ساقه بر خلاف آندودرم ريشه چندان تمايز حاصل نكرده اند.
 

مغز ساقه به نسبت بزرگتر از ريشه است ولي در اصول ساختماني با آن شباهت دارد. بيروني ترين لايه ي مغز، لايه ي ريشه زاست. اين لايه پس از آندودرم قرار دارد و معمولاً از چند لايه سلول درست شده است. دسته هاي آوند چوبي و آبكشي ساقه در دولپه اي ها بر روي يك دايره (در برش عرضي) طوري قرار گرفته اند كه هر دسته آوند آبكش به سمت خارج و روي قاعده ي دسته آوندهاي چوبي قرار مي گيرد. در اينجا آوندهاي چوبي قطورتر نسبت به آوندهاي چوبي باريكتر خارجي ترند و اين درست خلاف وضع قرار گرفتن آوندهاي چوبي در ريشه است. بقيه ي مغز را بافت پارانشيم مغزي پر مي كند.
ساختمان ساقه ي تك لپه اي ها نسبت به دولپه اي ها تفاوتهايي دارد. بعضي از اين تفاوتها از اين قرار هستند:
- تعداد دسته هاي آوندي در ساقه تك لپه اي ها فراوان تر بوده و در روي دايره هاي هم مركز قرار دارند. به طور معمول تعداد دسته هاي آوندي در سمت خارج بيشتر و اندازه آنها كوچكتر است.
- نازك بودن پوست و گاهي غير مشخص بودن مرز بين پوست و مغز در تك لپه اي ها از تفاوتهاي ديگر بين ساقه تك لپه اي و دولپه اي است

آوندها
آوندهاي چوبي و آبكش، بافت هادي را در گياه تشكيل مي دهند. آوندهاي چوبي، از به دنبال هم قرار گرفتن سلول هاي مرده و طويل شده در قسمت استوانه ي مركزي (مغز) ريشه و ساقه تشكيل مي شوند و بايد آب و املاح زايد كه از ريشه جذب مي شود و شيره ي خام نام دارد به برگ ها يعني محل غذاسازي برسانند. اين آوندها را چوبي مي نامند؛ چرا كه در ديواره ي سلولزي آن ها به منظور استحكام يافتن، مقداري چوب رسوب مي كند. اين چوب به شكل هاي مختلفي از قبيل خزمانند، حلقه مانند و غيره ديده مي شود.


در مقابل، آوندهاي آبكش از برگ شروع مي شوند و به همه ي قسمت هاي گياه، به ويژه محل هاي رشد، فعاليت و ذخيره سازي (از قبيل نوك ريشه، ساقه، گل و ميوه) مي روند. آوندهاي آبكش، سلول هاي زنده دارند و واكوئل درون اين سلول ها، حاوي شيره ي غليظي به نام شيره ي پرورده است كه در نتيجه ي فرايند فتوسنتز در برگ ساخته مي شود. اين ماده، غذاي سلول هاي مختلف گياه است و مازاد آن در ريشه هاي ستبر، ساقه ها (نيشكر، سيب زميني و...)، برگ هاي ذخيره اي (پياز)، ميوه و دانه ذخيره مي شود.

رشد ساقه
گياهان، برخلاف جانوران كه همه جانبه رشد مي كنند، فقط داراي رشد طولي و قطري اند. كار رشد هم بر عهده ي سلول هاي فعال نوعي بافت به نام بافت مريستم، يا زاينده است. بافت مريستم، در نوك ريشه و نوك ساقه ي گياهان علفي و پايا قرار دارد و بر طول اين اندام ها مي افزايد. در گياهان چوبي و چند ساله، در داخل استوانه ي مركزي و بين آوندهاي چوبي و آبكش، مريستم ديگري به نام كامبيوم پديد مي آيد كه از خارج، آوند آبكش و از داخل، آوند چوبي مي سازد.



اين كار، همه ساله در فصل رشد تكرار مي شود و آوندهاي تازه اي در خارج آوندهاي قديمي و متعلق به سال هاي قبل پديد مي آيند. حلقه هاي رشدي كه در مقطع ريشه و ساقه درختان مناطق معتدل ديده مي شوند، همان آوندهاي چوبي ساخته شده در سال هاي متوالي اند كه به علت عدم كاربرد گياه داخل آن ها را با ماده ي چوب (ليگنين) پر مي كند. تعداد اين حلقه ها سن گياه را نشان مي دهد. علت حلقه حلقه شدن چوب آن است كه آوندهاي چوبي بهاره گشاد و آوندهاي چوبي تابستانه باريك هستند. ضخامت آوندهاي چوبي جز در موارد استثنا خيلي بيشتر از آوندهاي آبكش است، به طوري كه بافت چوبي يك درخت بخش عمده تنه ي اصلي گياه را شامل مي شود و در مجموع كامبيوم، آوند آبكش ، پارانشيم هاي پوستي و چوب پنبه قشر نازكي را به وجود مي آورند كه در اصطلاح همگاني پوست درخت گفته مي شود.
  در بين گياهان، فقط دولپه اي ها و بازدانه ها حلقه هاي رشد دارند و نظير آن ها را در مقطع ريشه و ساقه ي گياهان تك لپه اي نمي توان ديد. به علاوه اين حلقه ها فقط در درختان ساكن مناطق معتدل كه تناوب رشد درطول فصل سرما و گرما وجود دارد، تشكيل مي شوند

گوناگوني برگها
در غالب برگها، بخش نازك و گسترده اي به نام پهنك و دنبالـه اي به نـام دمبـرگ وجـود دارد.در پهنك برگ رگبرگ ها را مشاهده مي كنيد كه همان انشعابات ‌آوندها هستند. شكل پهنك، وضع رگبرگها و طرز قرار گرفتن برگها بر روي ساقه گوناگون است.
برگها از لحاظ شكل پهنك ممكن است ساده يا مركب باشند. در برگ ساده، پهنك به قطعات كوچكتر تقسيم نمي شود و لبه ي آن ممكن است صاف يا دندانه دار باشد. در برگ مركب پهنك در اثر بريدگيهاي عميق به صورت واحدهاي برگي جداگانه اي كه برگچه ناميده مي شود، در مي آيد.

    رگبرگها نيز متنوعند و ممكن است منشعب يا موازي باشند. پهنك هاي برگها بر حسب نوع محيط زيست خود، تدريجاً تغييرات مناسبي حاصل مي كنند. در گياهان مناطق خشك سطح پهنك برگها فوق العاده كاهش يافته و گاهي تبديل به خار مي شوند. سطح اين قبيل برگها از كرك پوشيده شده و تعداد روزنه ها (كه براي تنفس و تعرق به كار مي آيد) به طور نسبي كمتر است. اين ويژگيها سبب مي شود كه آب كمتري از سطح برگها بخار شود.
برگها محل اصلي غذاسازي گياهند، اما بعضي مواقع برگها وظايف ديگري به عهده مي گيرند و متناسب با آن تغيير شكل مي دهند. در لوبيا، برخي برگها باريك و پيچيده اند و موجب اتصال بوته لوبيا به تكيه گاه مي شوند. فلس هاي خوراكي پياز هم نوعي برگند كه به خاطر اندوخته كردن مواد غذايي ستبر شده اند. در گياهان حشره خوار دگرگونيهاي ويژه اي در برگ به وجود آمده و براي شكار مناسب شده اند. به عنوان مثال در نوعي گياه حشره خوار به نام ديونه پهنك دو قسمتي بوده و حول لولايي كه همان رگبرگ اصلي است تا مي شود. اگر جشره اي روي برگ ديونه قرار گيرد به مدت كمتر از يك ثانيه دو قسمت پهنك تا مي شود و حشره به دام مي افتد. در اين حالت لبه هاي شانه مانند دو قسمت پهنك چنان در هم فرو مي روند كه هيچ منفذي براي خروج حشره باقي نمي ماند. در آبهاي شمال ايران نوعي گياه حشره خوار به نام توبره واش يافت مي شود كه برگهايش به صورت آبدانك كوچكي درآمده است. وقتي حشرات آبزي يا جانداران كوچك ديگر به دهانه آبدانك برخورد كند، باز مي شود و پس از كشيدن طعمه به درون خود، به سرعت بسته مي شود.

ساختار پهنك- در برش عرضي پهنك سه بخش مشخص وجود دارد كه عبارتند از روپوست، ميانبرگ و دسته هاي آوندي.
روپوست- اين بافت سطح زبرين و زيرين پهنك برگ را پوشانده است. سلول هاي روپوست بسياري از گياهان كلروپلاست ندارند. شكل بعضي از سلول هاي روپوست كه سلول هاي نگهبان روزنه نام دارند، با ساير سلول هاي روپوست تفاوت دارد. سلول هاي نگهبان روزنه، لوبيايي شكل اند و به گونه اي روبه روي يكديگر قرار گرفته اند كه ميان آنها روزنه اي به وجود مي آيد. سلول هاي نگهبان روزنه مي توانند روزنه را باز كنند يا بسته نگه دارند. اين سلول ها معمولاً در روپوست پاييني فراوان ترند و بر خلاف ساير سلول هاي روپوست كلروپلاست دارند.
سطحي از سلول هاي روپوست را كه در تماس با هواي بيرون از برگ قرار دارد، ماده اي مومي به نام كوتين مي پوشاند. به لايه ي كوتيني روي روپوست كوتيكول مي گويند. كوتيكول سلول هاي زيرين خود را در برابر سرما، نفوذ ميكروب ها و تبخير آب حفاظت مي كند.

ميانبرگ (مزوفيل)- به پارانشيمي كه بين روپوست زبرين و زيرين را پر مي كند ميانبرگ مي گويند. در ميانبرگ اكثر برگها دو نوع پارانشيم نرده اي و اسفنجي وجود دارد. ميانبرگ نرده اي شامل سلول هاي استوانه اي شكل است كه در يك يا چند رديف در زير اپيدرم بالايي قرار دارند. سلول هاي ميانبرگ اسفنجي كه به طور معمول كروي هستند، در زير پارانشيمهاي نرده اي قرار دارند و بين آنها حفره هاي بين سلولي ديده مي شود. ترتيب قرار گرفتن اين پارانشيمها به موقعيت برگ بر روي شاخه بستگي دارد. در دولپه اي ها كه برگها به طور معمول به صورت افقي قرار دارند، پارانشيم نرده اي در سمت بالا و پارانشيم اسفنجي در سمت پايين قرار مي گيرد. در برگهايي كه عوامل محيطي بر دو سطح آنها تاثير يكساني دارد مانند برگهاي بسياري از تك لپه اي ها، ميانبرگ معمولاً از نوع اسفنجي است.
دسته هاي آوندي- دسته هاي آوندي، رگبرگهاي برگ را مي سازند. در هر دسته آوندي، وضعيت قرار گرفتن آوندهاي چوبي و آبكشي نسبت به هم، همانند ساقه است، بدين ترتيب كه آوندهاي چوبي روي آوندهاي آبكشي قرار مي گيرند

گل
گل اندام توليدمثلي نهاندانه است. كاسبرگ ها اجزاي برگ مانند هستند كه در پائين هر گل قرار دارند. آنها گل را در حالتي كه غنچه است حفاظت مي كنند. گلبرگ ها صفحات رنگيني هستند كه اجزاي داخلي گل را در بر مي گيرند و در جلب حشرات به سوي گلها تاثير دارند.
در داخل گلبرگ ها، پرچمها و مادگي مشاهده مي شوند. پرچمها اندامهاي جنسي نر گل محسوب مي شوند و هـر كدام از يك ميله و يك بـرآمدگي به نـام بساك درست شده است. در داخـل بساك دانـه هـاي گرده تـوليد مي شوند و در داخل دانه گرده گامتهاي نر به وجود مي آيد.
مادگي اندام توليدمثلي ماده گل است و در مركز گل قرار دارد. قسمت چسبنده راس مادگي كلاله، قسمت حجيم قاعده ي آن تخمدان و بخش باريك بين تخمدان و كلاله خامه نام دارد. در داخل تخمدان اندامهايي به نام تخمك جاي دارند و در درون تخمكها، گامت هاي ماده به وجود مي آيند.
گلي كه همه اجزا را داشته باشد گل كـامل نام دارد. شب بو، ميموني، اطلسي و ميخك گل كامل دارند. هرگـاه گلي يكي يا چند بخش از اجزاي گل را نداشته باشد، آن را گل ناقص مي نامند. براي مثال گروهي از گياهان مانند اسفناج و بيد گلبرگ ندارند، برخي از گلها نر هستند، زيرا از اندامهاي جنسي فقط پرچمها را دارند. برخي ديگر از گلها ماده اند.
گل آذين: طـرز قرار گرفتن گلهـا را بر روي ساقه گل آذين مي گوييم كه در گونه هـاي مختلف ممكن است متفاوت باشد.
 گرده افشاني
براي انجام توليدمثل جنسي، دانه هاي گرده به روي كلاله مادگي انتقال مي يابند. به اين عمل گرده افشاني مي گويند.بسياري از گل ها، گلبرگ هايي با رنگ هاي درخشان، شيره هاي شيرين، بوهاي قوي و شكل هايي جذاب براي جانوران گرده افشان، نظير حشره ها، پرندگان و خفاش ها دارند و آن ها را به سمت خود مي كشند.

گل ها منبع غذايي جانوران گرده افشان هستند، مثلاً زنبورها شيره ي گل را مي خورند و از گرده ها براي تغذيه ي نوزادان خود استفاده مي كنند (دانه هاي گرده منبع غني پروتئين براي زنبورها هستند). زنبورها با اين عمل دانه هاي گرده را از يك گل به گل ديگر منتقل مي كنند.
زنبورها ابتدا گل ها را با استفاده از بوي آن ها و سپس از طريق رنگ و شكل آن ها شناسايي مي كنند. گل هايي را كه زنبورها گرده افشاني آن ها را انجام دهند، معمولاً آبي يا زرد هستند.
حشره هايي كه در شب تغذيه مي كنند به سمت گل هاي سفيد رنگ و داراي رايحه ي قوي مي روند. رنگ سفيد اين گل ها يافتن آن ها را در نور بسيار كم شب آسان مي كند.
انواع مگس ها گرده هاي گل هايي را كه بويي شبيه بوي گوشت گنديده دارند، مي افشانند. پرندگان نيز به گرده افشاني كمك مي كنند. مرغ شهدخوار نمونه اي از اين پرندگان است. خفاش گل هاي سفيدي را كه در شب باز مي شوند گرده افشاني مي كند. گرده افشاني بسياري از گل ها، مانند انواع چمن و بلوط را باد انجام مي دهد. گل هايي كه گرده افشاني آن ها را باد انجام مي دهد، معمولاً كوچك وآميزش فاقد رنگ هاي درخشان، بوهاي قوي و شيره هستند

 آميزش عبارت است از تركيب گامت ماده با گامت نر. محصول آميزش، سلول تخم است. سلول تخم با تقسيمات متوالي و تحولاتي كه حاصل مي كند رويان را پديد مي آورد. پس از آن كه دانه هاي گرده بر روي كلاله مادگي نشستند، در صورتي كه شرايط محيط مناسب باشد، آب جذب مي كنند، و محتويات هر كدام از آنها به صورت لوله اي به نام لوله ي گرده، از يكي از روزنه هاي پوسته خارج مي گردد. هر لوله ي گرده از طريق بافت مخصوصي كه در خامه وجود دارد به سوي تخمدان نفوذ مي كند و خود را به دهانه تخمك مي رساند. سپس لوله ي گرده وارد تخمك مي شود. لوله ي گرده اي كه وارد تخمك مي شود داراي دو سلول جنسي نر (آنتروزوئيد) است. در داخل كيسه ي روياني دو آنتروزوئيد با دو سلول از تخمك تركيب مي شوند. نتيجه ي اين دو آميزش (لقاح مضاعف) به وجود آمدن تخم اصلي (2nكروموزومي) و تخم ضميمه(3n كروموزومي) است.

پديد آمدن دانه

پس از آميزش، يك سري تغييرات در تخمك صورت مي گيرد و طي اين تغييرات تخمك به دانه تبديل مي شود. در اين فرايند از تخم اصلي رويان دانه و از تخم ضميمه، اندوخته( آلبومن) دانه به وجود مي آيد. پوسته هاي تخمك هم پس از تغييراتي به پوسته ي دانه تبديل مي شوند.
پوسته سخت دانه، رويان دانه را از صدمات مكانيكي و عوامل مساعد محيطي حفظ مي كند. اين پوسته مانع از رويش سريع رويان دانه، درون گياه مي شود، زيرا از رسيدن آب و اكسيژن به آن جلوگيري مي كند. محروميت از آب و اكسيژن از جمله عواملي است كه رشد رويان را متوقف مي كند.
دانه ها علاوه بر اينكه وسيله ي حفظ رويان گياهان هستند، موادغذايي را نيز براي رويان گياه فراهم مي كنند. در نهان دانگان بافتي غذايي به نام آلبومن پس از لقاح تشكيل مي شود. آلبومن بعضي از نهان دانگان مانند ذرت وگندم در دانه هاي بالغ هم وجود دارد، اما در بعضي ديگر از نهـان دانگـان، مانند حبوبات (لوبيا، نخود و ...) مـواد غذايي آلبومن به طور كامل به رويان منتقل مي شود و در نتيجه، دانه ي بالغ، فاقد آلبومن است.
لپه ها برگهاي تغيير شكل يافته اي هستند كه بخشي از رويان گياه را تشكيل مي دهند.كار لپه ها ذخيره يا انتقال مواد غذايي به رويان است. تعداد لپه هاي رويان بازدانگان دو، يا بيشتر است. مثلاً رويان كاج هشت لپه دارد. رويان بعضي از نهاندانگان يك لپه دارد. به اين گياهان تك لپه اي گفته مي شود. در گروه ديگري از نهاندانگان رويان دو لپه دارد. به اين گياهان دو لپه اي گفته مي شود.


 تشكيل ميوه
در مدتي كه رشد و نمو تخمك در جريان است تغييراتي نيز در بخش هاي مختلف تخمدان به وجود مي آيد و اين اندام تبديل به ميوه مي شود. ديواره ي ميوه كه از تغييرات ديـواره ي تخمدان حـاصل مي شود و پيـرابـر نام دارد شامل سه بخش كم و بيش مشخص برون بر، ميان بر و درون بر است كه ساختمان آن كه بر حسب نوع ميوه ها متفاوت است.

برون بر، كه از پوسته ي خارجي تخمدان حاصل مي آيد در گوجه فرنگي صاف و در هلو كرك دار و در بعضي زايده ي بال مانند دارد. ميان بر، كه از پارانشيم هاي مياني به وجود مي آيد نيز در ميوه ها مختلف است و اغلب بخش خـوراكي ميوه را تشكيل مي دهد. درون بـر، كـه در حقيقت از پوستـه ي دروني تخمـدان به وجود مي آيد، در ميوه هاي سته نامشخص و در ميوه هاي شفت چوبي و سخت مي شود. در فندق ها و گندمه ها بخش هاي ديواره ي ميوه (پيرابر) به يكديگر و به دانه پيوسته و يكي شده اند. در تشكيل ميوه، اجزاي گل مانند كاسبرگ ها، گلبرگ ها، پرچمها، خامه، كلالـه و نهنج يـا پلاسيده شده مي ريزند و يا به صورت خشك در محل خود بـاقي مي مانند و يا تغييراتي در آنها پديدار شده گوشتي و آبدار مي شوند مانند نهنج گلابي و كاسبرگ هاي توت سفيد. ميوه ها دانه ها را در خود نگه مي دارند، از آن ها حفاظت مي كنند و به انتشار آن ها كمك مي كنند.